Konjugierte Form
شکل صرف شده (فعل gleichen)
معانی و تعاریف glichen:
- داشتن ویژگیهای مشترک یا شباهت زیاد با شخص یا شیء دیگر، به ویژه در توصیفات ادبی یا رسمی.
- به طور استعاری، مطابقت داشتن یا همخوانی داشتن با یک استاندارد، معیار یا انتظار.
جملات نمونه برای glichen:
Ihr Lächeln glich dem ihrer Mutter.
لبخند او شبیه لبخند مادرش بود.
Die beiden Gemälde glichen sich in Stil und Technik.
این دو نقاشی از نظر سبک و تکنیک شبیه به هم بودند.
Seine Leistung glich nicht den Erwartungen des Publikums.
عملکرد او با انتظارات تماشاگران مطابقت نداشت.