globalisieren

Aussprache: /ɡloːbaliˈziːʁən/
Wortzerlegung: glo·ba·li·sie·ren
فعل

جهانی کردن، جهانی‌سازی کردن

Beispiele

  • Wer nur eine lokale Marke hat, steht vor der Entscheidung, zu europäisieren oder gleich zu ''globalisieren''.کسی که فقط یک برند محلی دارد، با این انتخاب روبرو است که اروپایی شود یا مستقیماً جهانی شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را در مقیاس جهانی گسترش دادن یا به آن بُعد جهانی بخشیدن؛ بین‌المللی کردن.

  • Das Internet hat die Kommunikation globalisiert.اینترنت ارتباطات را جهانی کرده است.
  • Viele Unternehmen versuchen, ihre Produkte zu globalisieren, um neue Märkte zu erschließen.بسیاری از شرکت‌ها تلاش می‌کنند محصولات خود را جهانی کنند تا بازارهای جدیدی را فتح کنند.