glommen
میدرخشیدند، میتابیدند (شکل سوم شخص جمع گذشته)
Bedeutungen
1
تابش نوری کمرمق، پایدار و اغلب با حالتی مرموز یا اثیری، مانند نور ستارگان دوردست یا نور حاصل از مواد فسفرسانس.
- In der Ferne glomm ein einsames Licht, das Hoffnung in der Dunkelheit versprach.در دوردست نوری تنها میدرخشید که در تاریکی نویدبخش امید بود.
- Die Augen des alten Mannes glommen vor Weisheit und einer tiefen Melancholie.چشمان پیرمرد از حکمت و اندوهی عمیق میدرخشید.