glosten

Aussprache: /ˈɡloːstən/
Wortzerlegung: glos·ten
Konjugierte Form

فعل گذشته ساده یا گذشته استمراری فعل 'glosen' (که به معنی درخشیدن یا تابیدن است)

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم) یا Dativ (مفعول غیرمستقیم)

تابیدن نوری ضعیف، مداوم و اغلب با رنگ قرمز یا نارنجی، مانند زغال گداخته یا فلز داغ.

  • Die Glut des Feuers gloste noch lange in der Dunkelheit.گدازه آتش تا مدت‌ها در تاریکی می‌درخشید.
  • Das Eisen gloste rot, als es aus dem Ofen genommen wurde.آهن هنگامی که از کوره خارج شد، قرمزرنگ می‌درخشید.
2 Akkusativ (مفعول مستقیم) یا Dativ (مفعول غیرمستقیم)

سوختن یا درخشیدن با حرارت ملایم و پایدار، بدون شعله یا نور شدید.

  • Seine Augen glosten vor heimlicher Freude.چشمانش از شادی پنهانی می‌درخشید.
  • Die Kohlen glosten unter der Asche und verhielten die Wärme.زغال‌ها زیر خاکستر می‌درخشیدند و گرما را حفظ می‌کردند.