glosten
فعل گذشته ساده یا گذشته استمراری فعل 'glosen' (که به معنی درخشیدن یا تابیدن است)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم) یا Dativ (مفعول غیرمستقیم)
تابیدن نوری ضعیف، مداوم و اغلب با رنگ قرمز یا نارنجی، مانند زغال گداخته یا فلز داغ.
- Die Glut des Feuers gloste noch lange in der Dunkelheit.گدازه آتش تا مدتها در تاریکی میدرخشید.
- Das Eisen gloste rot, als es aus dem Ofen genommen wurde.آهن هنگامی که از کوره خارج شد، قرمزرنگ میدرخشید.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم) یا Dativ (مفعول غیرمستقیم)
سوختن یا درخشیدن با حرارت ملایم و پایدار، بدون شعله یا نور شدید.
- Seine Augen glosten vor heimlicher Freude.چشمانش از شادی پنهانی میدرخشید.
- Die Kohlen glosten unter der Asche und verhielten die Wärme.زغالها زیر خاکستر میدرخشیدند و گرما را حفظ میکردند.