فعل
کرکره کردن (مرغ)، مراقبت کردن (مجازی)
معانی و تعاریف glucken:
- صدای مخصوص مرغ (قدقد کردن) را درآوردن یا روی تخمها نشستن برای جوجهکشی.
- به صورت مجاز، بیش از حد از کسی مراقبت کردن یا نگران او بودن، معمولاً به شکلی که آزاردهنده باشد.
جملات نمونه برای glucken:
„Die Henne, welche Brut hat, ''gluckt'' nicht, wenn sie sitzt; sobald sie ihre Jungen herumführt, ''gluckt'' sie fortwährend.“
مرغی که جوجه دارد، وقتی مینشیند "کرکره" نمیکند؛ به محض اینکه جوجههایش را میگرداند، دائماً "کرکره" میکند.
Die Henne gluckt auf ihren Eiern.
مرغ روی تخمهایش میخوابد (قدقد میکند).
Man hört die Hühner im Stall glucken.
صدای قدقد مرغها را در مرغدانی میشنویم.