فعل
قلقل کردن (مایع)، غرغره کردن، خنده زیرلبی کردن
معانی و تعاریف glucksen:
- (مایع یا شکم) قل قل کردن، غلغل کردن، صدای مایع در حال حرکت یا هضم غذا.
- خنده ریز کردن، با صدای آرام و کوتاه خندیدن.
جملات نمونه برای glucksen:
Erst ''glucksen'' noch kleine Strudel auf, dann wird der Lauf ruhig und immer ruhiger.
ابتدا گردابهای کوچک قلقل میکنند، سپس جریان آرام و آرامتر میشود.
Das Wasser gluckste aus der Flasche.
آب از بطری قل قل کنان بیرون آمد.
Sein Magen gluckste vor Hunger.
شکمش از گرسنگی غلغل میکرد.