glupschäugig

Aussprache: /ˈɡlʊpʃɔʏ̯ʁɪç/
Worttrennung: glupsch·äu·gig
صفت

لوچ، چشم درشت، چشم گرد

Bedeutungen

1

به کسی یا چیزی اشاره دارد که چشمان درشت و گردی دارد، گاهی اوقات به شکلی که کمی بیرون زده به نظر می‌رسند.

  • Der kleine Hund sah mit seinen glupschäugigen Augen sehr niedlich aus.سگ کوچک با چشمان گرد و درشتش خیلی بامزه به نظر می‌رسید.
  • Die Figur im Cartoon war absichtlich glupschäugig gezeichnet.شخصیت کارتونی عمداً با چشمانی گرد و درشت کشیده شده بود.
  • Er hat eine glupschäugige Erscheinung, die ihn sofort erkennbar macht.او ظاهری با چشمان درشت دارد که او را فوراً قابل تشخیص می‌کند.