gnädig

Aussprache: /ˈɡnɛːdɪç/
Worttrennung: gnä·dig
صفت

مهربان، بخشنده، باگذشت

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده مهربانی، بخشش و ترحم، به ویژه از سوی کسی که قدرت یا مقام بالاتری دارد.

  • Der König gewährte dem Gefangenen gnädig das Leben.پادشاه با مهربانی جان زندانی را بخشید.
  • Sie hoffte auf eine gnädige Entscheidung des Richters.او امیدوار به یک تصمیم بخشنده از سوی قاضی بود.
  • Der alte Mann blickte gnädig auf die spielenden Kinder.پیرمرد با مهربانی به بچه‌های در حال بازی نگاه کرد.