gnädig
مهربان، بخشنده، باگذشت
Bedeutungen
1
نشاندهنده مهربانی، بخشش و ترحم، به ویژه از سوی کسی که قدرت یا مقام بالاتری دارد.
- Der König gewährte dem Gefangenen gnädig das Leben.پادشاه با مهربانی جان زندانی را بخشید.
- Sie hoffte auf eine gnädige Entscheidung des Richters.او امیدوار به یک تصمیم بخشنده از سوی قاضی بود.
- Der alte Mann blickte gnädig auf die spielenden Kinder.پیرمرد با مهربانی به بچههای در حال بازی نگاه کرد.