gnaden Aussprache:/ˈɡnaːdn̩/Wortzerlegung:gna·den فعل رحم کردن، بخشیدن معانی و تعاریف gnaden:رحم کردن، بخشش نشان دادن (بیشتر در کاربردهای قدیمی یا مذهبی). جملات نمونه برای gnaden:„Wenn sie einen dabei erwischte, dass man eine Wanne mit etwas anderem sauber machte, dann ''gnade'' dir Gott.“اگر او متوجه میشد که وان را با چیز دیگری تمیز میکردی، خدا به دادت میرسید.Gott gnade seiner Seele.خدا روحش را بیامرزد.Er bat den König, ihm zu gnaden.او از پادشاه خواست که به او رحم کند.