gnatzen

Aussprache: /ˈɡnat͡sn̩/
Wortzerlegung: gnat·zen
فعل

غرغر کردن، نق زدن، بدخلق بودن

Beispiele

  • Aber ''gnatzen'' und kiwen bringt Martin um keinen Deut näher an die Klassenkameraden heran.اما غرغر کردن و نق زدن مارتین را هیچ ذره‌ای به همکلاسی‌هایش نزدیک‌تر نمی‌کند.

Bedeutungen

1 (über + Akkusativ)

(عامیانه، منطقه‌ای) با صدای آهسته و ناراضی غرغر کردن یا نق زدن، معمولاً به دلیل نارضایتی یا بدخلقی.

  • Er gnatzt den ganzen Tag über das Wetter.او تمام روز درباره آب و هوا غرغر می‌کند.
  • Hör auf zu gnatzen und hilf lieber mit!دست از نق زدن بردار و بهتر است کمک کنی!