gneißen
فهمیدن
Beispiele
- Es dauert immer eine Zeit, bis der Opa das ''gneißt.همیشه طول میکشد تا پدربزرگ این را بفهمد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(عامیانه، عمدتاً در جنوب آلمان و اتریش) چیزی را به سرعت و به درستی فهمیدن یا درک کردن.
- Hast du das jetzt endlich gegnießen?بالاخره این را فهمیدی؟
- Er hat die Anspielung sofort gegnießen.او بلافاصله منظور را درک کرد.