فعل
ساز زهی را بد و ناشیانه نواختن
معانی و تعاریف gniedeln:
- با بیحوصلگی یا بد نواختن یک ساز زهی (به ویژه ویولن)، یا به طور کلی با چیزی ور رفتن و صدای ناخوشایند تولید کردن (عامیانه، اغلب تحقیرآمیز)
جملات نمونه برای gniedeln:
Ein Musiker ''gniedelte'' in der Kneipe.
یک نوازنده در کافه داشت ناشیانه ساز میزد.
Gitarristen ''gniedeln'' ihr Publikum zur Bewusstlosigkeit und dienen inzwischen sogar ihrer Vertreibung.
گیتاریستها با نوازندگی بد خود مخاطب را تا سر حد بیهوشی کلافه میکنند و امروزه حتی برای فراری دادن آنها استفاده میشوند.
Der Geiger gniedelte eine schiefe Melodie.
نوازنده ویولن یک ملودی فال مینواخت.