gniedeln

Aussprache: /ˈɡniːdl̩n/
Wortzerlegung: gnie·deln
فعل

ساز زهی را بد و ناشیانه نواختن

Beispiele

  • Ein Musiker ''gniedelte'' in der Kneipe.یک نوازنده در کافه داشت ناشیانه ساز می‌زد.
  • Gitarristen ''gniedeln'' ihr Publikum zur Bewusstlosigkeit und dienen inzwischen sogar ihrer Vertreibung.گیتاریست‌ها با نوازندگی بد خود مخاطب را تا سر حد بیهوشی کلافه می‌کنند و امروزه حتی برای فراری دادن آن‌ها استفاده می‌شوند.

Bedeutungen

1 intransitiv

با بی‌حوصلگی یا بد نواختن یک ساز زهی (به ویژه ویولن)، یا به طور کلی با چیزی ور رفتن و صدای ناخوشایند تولید کردن (عامیانه، اغلب تحقیرآمیز)

  • Der Geiger gniedelte eine schiefe Melodie.نوازنده ویولن یک ملودی فال می‌نواخت.
  • Hör auf, an der Gitarre herumzugniedeln!دست از ور رفتن با گیتار بردار!