golden
طلایی، از جنس طلا
Beispiele
- Zum Dienstjubiläum bekam er eine ''goldene'' Uhr.او به مناسبت سالگرد خدمت، یک ساعت «طلایی» هدیه گرفت.
- Sie trug ein dunkelblaues Kleid mit ''goldenen'' Streifen.او یک لباس آبی تیره با راهراههای «طلایی» پوشیده بود.
- Er bekam den ''goldenen'' Verdienstorden verliehen.او نشان افتخار «طلایی» را دریافت کرد.
- Sie hatte unglaublich ''goldenes'' Haar, riesige, tiefblaue Augen und einen frischen, erdbeerroten Mund.او موهای فوقالعاده «طلایی»، چشمهای بسیار بزرگ و آبی تیره و دهانی شاداب و به رنگ توتفرنگی داشت.