der goldener Käfig
قفس طلایی (وضعیت راحت اما محدود کننده)
Bedeutungen
1
استعارهای برای توصیف وضعیتی که در آن فرد از نظر مادی بسیار راحت و برخوردار است، اما در عین حال آزادی عمل، انتخاب یا رشد شخصی او به شدت محدود شده است.
- Obwohl sie viel Geld hatte, fühlte sie sich in ihrem goldenen Käfig gefangen.اگرچه او پول زیادی داشت، اما احساس میکرد در قفس طلایی خود گرفتار شده است.
- Der Job bot ein hohes Gehalt, war aber ein goldener Käfig ohne Aufstiegsmöglichkeiten.این شغل حقوق بالایی داشت، اما قفس طلایی بدون فرصتهای پیشرفت بود.
- Viele Prominente leben in einem goldenen Käfig, umgeben von Luxus, aber ohne Privatsphäre.بسیاری از افراد مشهور در یک قفس طلایی زندگی میکنند، احاطه شده با تجملات، اما بدون حریم خصوصی.