der goldener Käfig

Aussprache: /ˈɡɔldənɐ ˈkɛːfɪç/
Worttrennung: gol·de·ner ·Kä·fig
اسم

قفس طلایی (وضعیت راحت اما محدود کننده)

Bedeutungen

1

استعاره‌ای برای توصیف وضعیتی که در آن فرد از نظر مادی بسیار راحت و برخوردار است، اما در عین حال آزادی عمل، انتخاب یا رشد شخصی او به شدت محدود شده است.

  • Obwohl sie viel Geld hatte, fühlte sie sich in ihrem goldenen Käfig gefangen.اگرچه او پول زیادی داشت، اما احساس می‌کرد در قفس طلایی خود گرفتار شده است.
  • Der Job bot ein hohes Gehalt, war aber ein goldener Käfig ohne Aufstiegsmöglichkeiten.این شغل حقوق بالایی داشت، اما قفس طلایی بدون فرصت‌های پیشرفت بود.
  • Viele Prominente leben in einem goldenen Käfig, umgeben von Luxus, aber ohne Privatsphäre.بسیاری از افراد مشهور در یک قفس طلایی زندگی می‌کنند، احاطه شده با تجملات، اما بدون حریم خصوصی.