goldgesäumt

Aussprache: /ˈɡɔltɡəˌzɔʏ̯mt/
Worttrennung: gold·ge·säumt
صفت

لبه‌دوزی شده با طلا، حاشیه‌دوزی شده با طلا

Bedeutungen

1

دارای لبه یا حاشیه‌ای که با طلا تزئین شده یا دوخته شده است.

  • Der königliche Umhang war mit einem goldgesäumten Band verziert.شنل سلطنتی با نواری طلادوزی شده تزئین شده بود.
  • Sie trug ein Kleid mit einem goldgesäumten Kragen.او لباسی با یقه طلادوزی شده پوشیده بود.
  • Das alte Buch hatte goldgesäumte Seiten.کتاب قدیمی صفحاتی با حاشیه طلا داشت.