goldgeschmückt
آراسته با طلا، طلایی
Bedeutungen
1
چیزی که با طلا تزئین شده یا پوشیده شده است.
- Die goldgeschmückte Krone lag auf dem Samtkissen.تاج طلایی بر روی بالش مخملی قرار داشت.
- Sie trug ein Kleid mit goldgeschmückten Stickereien.او لباسی با گلدوزیهای طلایی پوشیده بود.
- Der goldgeschmückte Altar war das Zentrum der Kirche.محراب طلایی مرکز کلیسا بود.