goldglänzend
طلاییرنگ و درخشان، با درخشش طلا
Bedeutungen
1
دارای درخشندگی و رنگ طلایی؛ شبیه به طلا در نور.
- Die Abendsonne tauchte die Wolken in ein goldglänzendes Licht.خورشید عصر، ابرها را در نوری طلایی و درخشان فرو برد.
- Ihr Haar hatte einen goldglänzenden Schimmer.موهای او درخششی طلایی داشت.
- Der Käfer hatte einen wunderschönen, goldglänzenden Panzer.این سوسک یک پوسته زیبا و طلاییرنگ داشت.