goldverkleidet

Aussprache: /ˈɡɔltfɛɐ̯ˌklaɪ̯dət/
Worttrennung: gold·ver·klei·det
صفت

روکش طلا شده، پوشیده شده با طلا

Bedeutungen

1

پوشیده شده با یک لایه نازک طلا یا ماده‌ای شبیه طلا، معمولاً برای اهداف تزئینی یا محافظتی.

  • Die goldverkleidete Statue war das Highlight des Museums.مجسمه روکش طلا شده، نقطه برجسته موزه بود.
  • Er trug eine Uhr mit einem goldverkleideten Gehäuse.او ساعتی با قاب روکش طلا پوشیده بود.
  • Die goldverkleideten Zierelemente verliehen dem Gebäude einen luxuriösen Glanz.عناصر تزئینی روکش طلا شده، جلوه‌ای لوکس به ساختمان می‌بخشیدند.