golfballgroß

Aussprache: /ˈɡɔlfbalɡʁoːs/
Worttrennung: golf·ball·groß
صفت

به اندازه توپ گلف

Bedeutungen

1

اندازه‌ای که تقریباً با اندازه یک توپ گلف مطابقت دارد.

  • Der Hagel fiel golfballgroß vom Himmel und verursachte erhebliche Schäden.تگرگ به اندازه توپ گلف از آسمان بارید و خسارات قابل توجهی به بار آورد.
  • Er fand einen seltsamen Stein, der ungefähr golfballgroß war.او سنگی عجیب پیدا کرد که تقریباً به اندازه توپ گلف بود.
  • Die Frucht war klein, etwa golfballgroß, und hatte eine glatte Schale.میوه کوچک بود، تقریباً به اندازه توپ گلف، و پوست صافی داشت.