فعل
با گوندولا (قایق ونیزی) پارو زدن، به آرامی و بدون عجله حرکت کردن
معانی و تعاریف gondeln:
- با گوندولا (قایق ونیزی) حرکت کردن
- (انتقالی) به آرامی و با راحتی در جایی حرکت کردن (با ماشین، اتوبوس و غیره)
جملات نمونه برای gondeln:
Wir ''gondelten'' ein paar Stunden auf dem Meer und verbrachten die Zeit mit Baden und Sonnenbaden.
ما چند ساعت روی دریا با گوندولا حرکت کردیم و وقتمان را با شنا و آفتاب گرفتن گذراندیم.
„Für uns war es eine tote Zeit, wir ''gondelten'' von einer Ecke in die andere.“
«برای ما زمان مردهای بود، از این گوشه به آن گوشه میرفتیم.»
In Venedig kann man stundenlang durch die Kanäle gondeln.
در ونیز میتوان ساعتها در کانالها با گوندولا گشت زد.