gondeln
با گوندولا (قایق ونیزی) پارو زدن، به آرامی و بدون عجله حرکت کردن
Beispiele
- Wir ''gondelten'' ein paar Stunden auf dem Meer und verbrachten die Zeit mit Baden und Sonnenbaden.ما چند ساعت روی دریا با گوندولا حرکت کردیم و وقتمان را با شنا و آفتاب گرفتن گذراندیم.
- Für uns war es eine tote Zeit, wir ''gondelten'' von einer Ecke in die andere.برای ما زمان مردهای بود، از این گوشه به آن گوشه میرفتیم.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
با گوندولا (قایق ونیزی) حرکت کردن
- In Venedig kann man stundenlang durch die Kanäle gondeln.در ونیز میتوان ساعتها در کانالها با گوندولا گشت زد.
- Wir gondelten romantisch bei Sonnenuntergang.ما در غروب آفتاب به صورت رمانتیک با گوندولا گشت زدیم.
2
بدون مفعول
(انتقالی) به آرامی و با راحتی در جایی حرکت کردن (با ماشین، اتوبوس و غیره)
- Am Wochenende gondelten wir durch die bayerischen Alpen.آخر هفته ما با ماشین در آلپ باواریا گشت زدیم.
- Der alte Bus gondelte langsam durch die engen Gassen.اتوبوس قدیمی به آرامی در کوچههای باریک حرکت میکرد.