umgießen
ریختن مجدد (مایع)، ذوب و ریختن مجدد (فلز)
Beispiele
- Mansfeld, […], ließ die Glocken der Franciskanerkirche herabnehmen, zerschlagen und nach Nürnberg führen, um sie zu Geschützen ''umzugießen''.منسفلد [...] زنگهای کلیسای فرانسیسکنها را پایین آورد، خرد کرد و به نورنبرگ برد تا آنها را به توپ تبدیل کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas in etwas Akk.)
مایع را از یک ظرف به ظرف دیگر ریختن
- Er goss den Saft von der Flasche in ein Glas um.او آبمیوه را از بطری به یک لیوان ریخت.
- Bitte gieß das Wasser in den Eimer um.لطفاً آب را به سطل منتقل کن.
2
Akkusativ
چیزی را با ریختن مایع واژگون کردن یا به زمین ریختن
- Aus Versehen hat er das Glas umgegossen.او به اشتباه لیوان را واژگون کرد.
- Sei vorsichtig, dass du die Kaffeetasse nicht umgießt.مواظب باش که فنجان قهوه را واژگون نکنی.