vollgießen

Aussprache: /ˈfɔlˌɡiːsn̩/
Worttrennung: voll·gie·ßen
فعل

لبریز کردن، تا خرخره پر کردن (ظرف)، ریختن مایع روی کسی/چیزی

Beispiele

  • Oh, ich habe dir das Glas ganz ''vollgegossen,'' entschuldige bitte.اوه، لیوان را کاملاً روی تو ریختم، لطفاً مرا ببخش.
  • Er lachte dröhnend, während er mein Glas wieder ''vollgießen'' wollte. »Nein«, sagte ich, »danke«.او با صدای بلند خندید، در حالی که می‌خواست دوباره لیوان مرا لبریز کند. «نه،» گفتم، «ممنونم».

Bedeutungen

1 Akkusativ (برای شیء پر شونده)

پر کردن یک ظرف با ریختن مایع در آن تا لبریز شود یا کاملاً پر شود.

  • Kannst du bitte das Glas vollgießen?می‌توانی لطفاً لیوان را پر کنی؟
  • Sie goss die Badewanne mit warmem Wasser voll.او وان حمام را با آب گرم پر کرد.