gotteslästerlich
کفرآمیز، توهینآمیز به مقدسات، (مجازی) بسیار بد/زننده
Bedeutungen
1
توهینآمیز نسبت به خداوند، مقدسات یا امور دینی؛ کفرآمیز.
- Seine Worte waren gotteslästerlich und verletzten viele Gläubige.کلمات او کفرآمیز بود و بسیاری از مؤمنان را آزار داد.
- Das Zeigen von gotteslästerlichen Symbolen ist in einigen Ländern verboten.نمایش نمادهای کفرآمیز در برخی کشورها ممنوع است.
- Er wurde wegen gotteslästerlicher Äußerungen angeklagt.او به دلیل اظهارات کفرآمیز مورد پیگرد قانونی قرار گرفت.
2
به صورت مجازی یا اغراقآمیز، به معنای بسیار بد، زننده، یا غیرقابل تحمل.
- Das Essen war gotteslästerlich schlecht.غذا به طرز وحشتناکی بد بود.
- Diese Musik ist ja gotteslästerlich laut!این موسیقی واقعاً به طرز آزاردهندهای بلند است!
- Seine Kleidung war gotteslästerlich unpassend für die Veranstaltung.لباس او برای این رویداد به طرز زنندهای نامناسب بود.