gottgefällig

Aussprache: /ˈɡɔtɡəˌfɛlɪç/
Worttrennung: gott·ge·fäl·lig
صفت

مورد رضایت خدا، خداپسندانه

Bedeutungen

1

مورد قبول و رضایت خداوند؛ مطابق با اراده الهی یا آموزه‌های دینی.

  • Er bemühte sich, ein gottgefälliges Leben zu führen.او تلاش می‌کرد زندگی خداپسندانه‌ای داشته باشد.
  • Die Gläubigen streben nach gottgefälligem Handeln.مؤمنان در پی اعمال مورد رضایت خدا هستند.
  • Seine Gebete waren aufrichtig und schienen gottgefällig zu sein.دعاهای او صادقانه بود و به نظر می‌رسید مورد رضایت خدا باشد.