gottgefällig
مورد رضایت خدا، خداپسندانه
Bedeutungen
1
مورد قبول و رضایت خداوند؛ مطابق با اراده الهی یا آموزههای دینی.
- Er bemühte sich, ein gottgefälliges Leben zu führen.او تلاش میکرد زندگی خداپسندانهای داشته باشد.
- Die Gläubigen streben nach gottgefälligem Handeln.مؤمنان در پی اعمال مورد رضایت خدا هستند.
- Seine Gebete waren aufrichtig und schienen gottgefällig zu sein.دعاهای او صادقانه بود و به نظر میرسید مورد رضایت خدا باشد.