gottgegeben

Aussprache: /ˈɡɔtɡəˌɡeːbn̩/
Worttrennung: gott·ge·ge·ben
صفت

خدادادی، ازلی، اجتناب‌ناپذیر

Bedeutungen

1

چیزی که به نظر می‌رسد از جانب خدا یا طبیعت داده شده است؛ ذاتی و غیرقابل تغییر.

  • Ihre Schönheit war gottgegeben und niemand konnte sie leugnen.زیبایی او خدادادی بود و هیچ‌کس نمی‌توانست آن را انکار کند.
  • Manche sagen, dass Talent gottgegeben ist.برخی می‌گویند که استعداد خدادادی است.
  • Diese Fähigkeit scheint gottgegeben zu sein, sie hat sie schon als Kind gezeigt.این توانایی به نظر می‌رسد خدادادی باشد، او آن را از کودکی نشان داده بود.
2

اجتناب‌ناپذیر؛ چیزی که نمی‌توان از آن فرار کرد یا آن را تغییر داد.

  • Der Tod ist ein gottgegebenes Schicksal für alle Lebewesen.مرگ سرنوشتی اجتناب‌ناپذیر برای تمام موجودات زنده است.
  • Manche sehen die Entwicklung der Technologie als gottgegeben an.برخی تحول فناوری را اجتناب‌ناپذیر می‌دانند.
  • Die Notwendigkeit, sich anzupassen, ist in dieser sich schnell verändernden Welt gottgegeben.ضرورت سازگاری در این دنیای به سرعت در حال تغییر، اجتناب‌ناپذیر است.