gouvernantenhaft
مانند دایه، معلممآبانه، از موضع بالا
Bedeutungen
1
رفتار یا طرز صحبت کردن کسی که گویی در موقعیتی بالاتر قرار دارد و دیگران را نصیحت یا سرزنش میکند، شبیه به رفتار یک دایه یا معلم خصوصی سنتی.
- Sein gouvernantenhafter Tonfall nervte die Kollegen.لحن معلممآبانه او همکاران را اذیت میکرد.
- Sie wies mich mit einer gouvernantenhaften Geste zurecht.او با حرکتی از موضع بالا مرا سرزنش کرد.
- Der Vortrag war informativ, aber die Art, wie er sprach, wirkte etwas gouvernantenhaft.سخنرانی آموزنده بود، اما نحوه صحبت کردن او کمی معلممآبانه به نظر میرسید.