grämlich
اخمو، ترشرو، عبوس، دلگیر
Bedeutungen
1
دارای حالتی عبوس، بداخلاق یا ناراحت؛ تمایل به اخم کردن یا نشان دادن نارضایتی.
- Er war heute Morgen besonders grämlich und sprach kaum ein Wort.او امروز صبح به خصوص اخمو بود و به سختی کلمهای صحبت کرد.
- Die grämliche Miene des alten Mannes verriet seine Unzufriedenheit.قیافه عبوس پیرمرد نارضایتی او را آشکار میکرد.
- Bei schlechtem Wetter wird sie oft ein wenig grämlich.او اغلب در هوای بد کمی دلگیر میشود.