grätschen

Aussprache: /ˈɡʁɛːtʃn̩/
Worttrennung: grät·schen
فعل

پاها را باز کردن، تکل زدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در فوتبال، با پریدن و باز کردن پاها، توپ را از بازیکن حریف گرفت؛ تکل زدن.

  • Der Verteidiger grätschte den Ball erfolgreich ab.مدافع با تکل موفق شد توپ را بگیرد.
  • Er grätschte den Stürmer im Strafraum.او در محوطه جریمه تکل زد به مهاجم.
2 intransitiv (بدون مفعول)

پاها را از هم باز کردن و در حالت گسترده قرار دادن؛ شکافتن.

  • Die Turnerin grätschte elegant über das Hindernis.ژیمناست با ظرافت از روی مانع پاهای خود را باز کرد.
  • Das Boot grätschte durch die Wellen.قایق با باز کردن پاها (یا عرض بدنه) از میان امواج عبور کرد.