gräulich
ترسناک، وحشتآور، مهیب
Bedeutungen
1
شبیه به رنگ خاکستری؛ رنگ پریده و کدر.
- Der Himmel war heute Morgen bedeckt und sah gräulich aus.آسمان امروز صبح ابری بود و خاکستری به نظر میرسید.
- Das alte Foto hatte einen gräulichen Farbton.عکس قدیمی رنگی مایل به خاکستری داشت.
- Nach der Krankheit sah seine Haut etwas gräulich aus.بعد از بیماری، پوستش کمی رنگپریده به نظر میرسید.
2
ترسناک، وهمآور یا ناخوشایند به دلیل ظاهر یا جوی که ایجاد میکند.
- Die gräuliche Gestalt im Nebel war beunruhigend.شبح خاکستری رنگ در مه نگرانکننده بود.
- Die Atmosphäre in dem alten Haus war düster und gräulich.فضای خانه قدیمی تاریک و وهمآور بود.
- Ein gräuliches Licht fiel durch das Fenster.نور کمرنگ و خاکستری از پنجره به داخل میتابید.