gräzistisch

Aussprache: /ɡrɛˈtsɪstɪʃ/
Worttrennung: grä·zis·tisch
صفت

مربوط به یونان‌شناسی، یونان‌شناسانه

Bedeutungen

1

مربوط به مطالعه زبان، ادبیات، تاریخ و فرهنگ یونان باستان؛ متعلق به حوزه یونان‌شناسی.

  • Sie hat eine gräzistische Dissertation über antike griechische Tragödien verfasst.او یک پایان‌نامه یونان‌شناسی درباره تراژدی‌های یونان باستان نوشته است.
  • Der Professor ist ein anerkannter Experte für gräzistische Studien.این استاد یک متخصص شناخته شده در مطالعات یونان‌شناسی است.
  • Das Seminar behandelt gräzistische Themen wie die homerische Frage.این سمینار به موضوعات یونان‌شناسی مانند مسئله هومر می‌پردازد.