groß

Aussprache: /ɡʁoːs/
Worttrennung: groß
صفت

بزرگ، قدبلند، عالی، مهم

Bedeutungen

1

دارای ابعاد فیزیکی بزرگ؛ وسیع، حجیم.

  • Das ist ein großes Haus mit einem schönen Garten.این یک خانه بزرگ با باغی زیبا است.
  • Er hat eine große Familie.او خانواده بزرگی دارد.
  • Die Stadt hat eine große Bevölkerung.این شهر جمعیت زیادی دارد.
2

قد بلند (در مورد انسان یا حیوان).

  • Mein Bruder ist sehr groß.برادر من خیلی قد بلند است.
  • Der Hund ist groß und kräftig.سگ بزرگ و قوی است.
  • Sie ist die größte Spielerin im Team.او قدبلندترین بازیکن تیم است.
3

مهم، قابل توجه، برجسته.

  • Das war ein großer Erfolg für das Unternehmen.این یک موفقیت بزرگ برای شرکت بود.
  • Er hat große Pläne.او برنامه‌های بزرگی دارد.
  • Das ist eine große Ehre für mich.این افتخار بزرگی برای من است.