groß
بزرگ، قدبلند، عالی، مهم
Bedeutungen
1
دارای ابعاد فیزیکی بزرگ؛ وسیع، حجیم.
- Das ist ein großes Haus mit einem schönen Garten.این یک خانه بزرگ با باغی زیبا است.
- Er hat eine große Familie.او خانواده بزرگی دارد.
- Die Stadt hat eine große Bevölkerung.این شهر جمعیت زیادی دارد.
2
قد بلند (در مورد انسان یا حیوان).
- Mein Bruder ist sehr groß.برادر من خیلی قد بلند است.
- Der Hund ist groß und kräftig.سگ بزرگ و قوی است.
- Sie ist die größte Spielerin im Team.او قدبلندترین بازیکن تیم است.
3
مهم، قابل توجه، برجسته.
- Das war ein großer Erfolg für das Unternehmen.این یک موفقیت بزرگ برای شرکت بود.
- Er hat große Pläne.او برنامههای بزرگی دارد.
- Das ist eine große Ehre für mich.این افتخار بزرگی برای من است.