rumgrölen

Aussprache: /ˈʁʊmˌɡrøːlən/
Worttrennung: rum·grö·len
فعل

فریاد زدن، داد و بیداد کردن، آواز خواندن با صدای بلند

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با صدای بلند و اغلب بی‌ادبانه، مستی‌آور یا آزاردهنده فریاد زدن، داد و بیداد کردن یا آواز خواندن.

  • Die betrunkenen Studenten gröhlten die ganze Nacht rum.دانشجویان مست تمام شب را فریاد کشیدند و داد و بیداد کردند.
  • Hör auf, so laut rumzugrölen, die Nachbarn beschweren sich!بس کن، اینقدر با صدای بلند فریاد نزن، همسایه‌ها شکایت می‌کنند!