grüßen
سلام کردن, درود فرستادن, احوالپرسی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas grüßen)
به کسی سلام کردن، به کسی درود فرستادن، احوالپرسی کردن
- Ich grüße dich herzlich!من به تو از صمیم قلب سلام میکنم!
- Er grüßte seine Nachbarn freundlich.او دوستانه به همسایگانش سلام کرد.
2
sich (Akkusativ) (sich grüßen)
به یکدیگر سلام کردن، احوالپرسی کردن (با استفاده از ضمیر بازتابی)
- Die beiden begrüßten sich herzlich.آن دو به گرمی یکدیگر را ملاقات کردند.
- Wir grüßen uns jeden Morgen auf dem Flur.ما هر روز صبح در راهرو به یکدیگر سلام میکنیم.