grüßen
سلام کردن، درود فرستادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به کسی سلام کردن، به کسی درود فرستادن
- Er grüßt seine Nachbarn immer freundlich.او همیشه با مهربانی به همسایگانش سلام میکند.
- Ich grüße dich herzlich aus Berlin.از برلین صمیمانه به تو سلام میکنم.
2
sich + Akkusativ
به یکدیگر سلام کردن، احوالپرسی کردن
- Die Kollegen grüßen sich jeden Morgen im Büro.همکاران هر روز صبح در اداره به یکدیگر سلام میکنند.
- Sie grüßten sich kurz und gingen dann weiter.آنها به سرعت به یکدیگر سلام کردند و سپس به راه خود ادامه دادند.