zurückgrüßen
جواب سلام دادن، احوالپرسی کردن متقابل
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden zurückgrüßen)
جواب سلام کسی را دادن، سلام پس دادن یا احوالپرسی متقابل کردن.
- Er winkte und grüßte die Nachbarn zurück.او دست تکان داد و به همسایهها جواب سلام داد.
- Sie lächelte und grüßte den Lehrer zurück.او لبخند زد و به معلم جواب سلام داد.