grün

Aussprache: /ɡryːn/
Wortzerlegung: grün
صفت

سبز، نارس

Beispiele

  • Er mischte ''grüne'' und rote Farbe.او رنگ سبز و قرمز را با هم مخلوط کرد.
  • Dein Bauchweh kommt von den ''grünen'' Pflaumen.دل‌درد تو از آلوهای نارس است.
  • Er schnitt ''grünes'' Holz.او چوب سبز (تر) را برید.
  • Manche Bäume soll man nicht schneiden, solange sie ''grün'' sind; sie bluten sonst, das schadet ihnen.برخی درختان را نباید تا زمانی که سبز هستند هرس کرد؛ در غیر این صورت خونریزی می‌کنند که به آن‌ها آسیب می‌رساند.