aufgrünen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌɡʁyːnən/
Worttrennung: auf·grü·nen
فعل

سبز شدن، سرسبز شدن (مناطق)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

پس از یک دوره خشکی یا زمستان دوباره سبز شدن؛ با سبزه تازه پوشیده شدن.

  • Nach dem Regen begann die Wiese wieder aufzugrünen.پس از باران، چمنزار دوباره شروع به سبز شدن کرد.
  • Die Bäume im Frühling grünen bald auf.درختان به زودی در بهار سبز می‌شوند.