grünen

Aussprache: /ˈɡryːnən/
Wortzerlegung: grü·nen
فعل

سبز شدن، جوانه زدن، برگ دادن

Beispiele

  • Grünt,'' ihr Pflanzen!سبز شوید، ای گیاهان!
  • Nachdem ich meine Alpenveilchen gegossen hatte, fingen sie wieder an ''zu grünen.بعد از اینکه به گل‌های سیکلامن خود آب دادم، دوباره شروع به سبز شدن کردند.
  • Der Baum war nicht gefällt worden und seine Zweige ''grünten'' noch einige Zeit, aber sein Stamm war nun hohl.درخت قطع نشده بود و شاخه‌هایش هنوز برای مدتی سبز بودند، اما تنه آن اکنون توخالی بود.

Bedeutungen

1 intransitiv

سبز شدن، پوشیده از سبزه شدن (برای طبیعت، گیاهان)

  • Im Frühling grünen die Wiesen und Bäume.در بهار، چمنزارها و درختان سبز می‌شوند.
  • Nach dem Regen begann der Garten wieder zu grünen.بعد از باران، باغ دوباره شروع به سبز شدن کرد.
2 transitiv

سبز کردن، رنگ سبز دادن (کمتر رایج)

  • Die Hoffnung grünt in seinem Herzen.امید در قلب او سبز می‌شود (شکوفا می‌شود).
  • Der Maler hat die Landschaft mit frischen Farben gegrünt.نقاش منظره را با رنگ‌های تازه سبز کرد.