grünennah
نزدیک به حزب سبز آلمان (Bündnis 90/Die Grünen)
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که به حزب اتحاد ۹۰/حزب سبز آلمان (Bündnis 90/Die Grünen) گرایش دارد، از آن حمایت میکند یا با آن ارتباط نزدیکی دارد.
- Die Umweltschutzorganisation hat eine grünennah Ausrichtung.سازمان حفاظت از محیط زیست گرایشی نزدیک به حزب سبز دارد.
- Viele Wähler in dieser Region sind grünennah.بسیاری از رایدهندگان در این منطقه گرایش به حزب سبز دارند.
- Er arbeitet für eine grünennah Stiftung.او برای یک بنیاد نزدیک به حزب سبز کار میکند.