grün

Aussprache: /ɡryːn/
Worttrennung: grün
صفت

سبز، نارس، جوان

Bedeutungen

1

رنگ سبز، رنگ برگ‌ها و چمن.

  • Die Blätter des Baumes sind im Sommer schön grün.برگ‌های درخت در تابستان سبز زیبا هستند.
  • Sie trägt ein langes, grünes Kleid.او یک پیراهن بلند سبز پوشیده است.
  • Das Gras im Garten ist frisch und grün.چمن در باغچه تازه و سبز است.
2

نارس بودن میوه یا سبزیجات؛ هنوز نرسیده.

  • Die Tomaten sind noch nicht reif, sie sind noch grün.گوجه‌فرنگی‌ها هنوز نرسیده‌اند، آن‌ها هنوز نارس هستند.
  • Dieser Apfel ist noch zu grün zum Essen.این سیب هنوز برای خوردن خیلی نارس است.
  • Die Bananen sind grün und hart.موزها سبز و سفت هستند.
3

بی‌تجربه، ناپخته، جوان (در مورد افراد).

  • Er ist noch sehr grün hinter den Ohren und muss viel lernen.او هنوز خیلی جوان و بی‌تجربه است و باید زیاد یاد بگیرد.
  • Als Anfänger war er noch grün in diesem Beruf.به عنوان یک تازه‌کار، او هنوز در این شغل ناپخته بود.
  • Man merkt ihm seine grüne Unerfahrenheit an.ناپختگی جوانانه او مشهود است.