grüngolden

Aussprache: /ˈɡʁyːnˈɡɔldn̩/
Worttrennung: grün·gol·den
صفت

سبز طلایی

Bedeutungen

1

رنگی که ترکیبی از سبز و طلایی است و اغلب برای توصیف رنگ جواهرات، پارچه‌ها یا نور به کار می‌رود.

  • Das Licht der untergehenden Sonne tauchte die Landschaft in ein grüngoldenes Licht.نور خورشید در حال غروب، منظره را در نوری سبز طلایی فرو برد.
  • Der Schal hatte einen edlen grüngoldenen Glanz.شال درخششی نجیب به رنگ سبز طلایی داشت.
  • Manche Käfer haben ein grüngoldenes Panzer.برخی سوسک‌ها بدنه‌ای به رنگ سبز طلایی دارند.