aufgrünen
سبز شدن، سرسبز شدن (مناطق)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
پس از یک دوره خشکی یا زمستان دوباره سبز شدن؛ با سبزه تازه پوشیده شدن.
- Nach dem Regen begann die Wiese wieder aufzugrünen.پس از باران، چمنزار دوباره شروع به سبز شدن کرد.
- Die Bäume im Frühling grünen bald auf.درختان به زودی در بهار سبز میشوند.