grabenartig
خندقمانند، شبیه خندق
Beispiele
- Sie folgte der Alten einen ''grabenartigen'' Pfad entlang zum Haus; unterwegs schlug die Alte nach den knorrigen, aus der roten Erde ragenden Wurzeln, als argwöhne sie feindliches Leben darin.او پیرزن را در امتداد مسیری خندقمانند به سمت خانه دنبال کرد؛ در طول راه، پیرزن به ریشههای گرهخوردهای که از خاک قرمز بیرون زده بودند ضربه میزد، انگار که به وجود حیات خصمانه در آنها مشکوک بود.
Bedeutungen
1
nicht anwendbar
توصیف شکلی که شبیه به یک خندق، گودال عمیق و طولانی یا کانالی است؛ اغلب در زمینشناسی، معماری نظامی یا توصیف مناظر به کار میرود.
- Die Ausgrabungen legten eine tiefgrabenartige Struktur frei, die vermutlich als Verteidigungsanlage diente.کاوشها ساختاری عمیق و خندقمانند را آشکار کردند که احتمالاً به عنوان یک سازه دفاعی عمل میکرد.
- Der Fluss hatte im Laufe der Jahrhunderte eine breite, grabenartige Schlucht in das Gestein gefressen.رودخانه در طول قرنها، درهای عریض و شبیه به خندق در سنگ ایجاد کرده بود.