فعل
غرغر کردن، نق زدن، بدخلق بودن
معانی و تعاریف granteln:
- به طور مداوم و با صدای آهسته شکایت کردن یا غرغر کردن (بیشتر در گویشهای جنوب آلمان و اتریش).
جملات نمونه برای granteln:
Mach dir nichts aus Opas Unhöflichkeit, er ''grantelt'' schon den ganzen Tag.
به بیادبی پدربزرگ اهمیت نده، او تمام روز است که غرغر میکند.
Der alte Mann grantelt den ganzen Tag über das Wetter.
پیرمرد تمام روز درباره آب و هوا غرغر میکند.
Hör auf zu granteln und hilf lieber mit!
دست از غرغر کردن بردار و بهتر است کمک کنی!