granteln

Aussprache: /ˈɡʁantl̩n/
Wortzerlegung: gran·teln
فعل

غرغر کردن، نق زدن، بدخلق بودن

Beispiele

  • Mach dir nichts aus Opas Unhöflichkeit, er ''grantelt'' schon den ganzen Tag.به بی‌ادبی پدربزرگ اهمیت نده، او تمام روز است که غرغر می‌کند.

Bedeutungen

1 intransitiv

به طور مداوم و با صدای آهسته شکایت کردن یا غرغر کردن (بیشتر در گویش‌های جنوب آلمان و اتریش).

  • Der alte Mann grantelt den ganzen Tag über das Wetter.پیرمرد تمام روز درباره آب و هوا غرغر می‌کند.
  • Hör auf zu granteln und hilf lieber mit!دست از غرغر کردن بردار و بهتر است کمک کنی!