grasgesäumt
حاشیهدار از چمن، چمنگرفته
Bedeutungen
1
مکانی که لبهها یا کنارههای آن با چمن پوشیده شده است.
- Der Weg war grasgesäumt und führte durch grüne Wiesen.مسیر حاشیهدار از چمن بود و از میان چمنزارهای سبز میگذشت.
- Wir saßen auf einer grasgesäumten Bank am See.ما روی نیمکتی که لبههایش با چمن پوشیده شده بود، کنار دریاچه نشستیم.
- Das Grundstück war von einem alten Zaun und einem grasgesäumten Graben umgeben.ملک توسط یک حصار قدیمی و یک خندق چمنگرفته احاطه شده بود.